سيب
(آلبوم دوازدهم)
با اراده و اميد راه سخت و دشوار زيستن در بستر تاريخي هنر پربار مي شود و سل در جستجوي هويت انساني خود آلبومي ديگر را به اتمام مي رساند تا در عشق، زيبايي، سرخي و طعم شهد آگين سيب، رنج هاي ناگفته و زميني خود را به نسيان بسپارد و در دورانهاي تاريخي موسيقي، كمال بشري اجداد خود را مرور كند.
در اين جريان مقدس همه چيز رو به سوي معراج دارد و تعالي مورد خطاب است. ترس، ناداني، حقارت، افكار فرو مايه و سراشيبي بشري دنياي ما را احاطه كرده است و گاه چنين مي نمايد كه حتي عليرغم درك حقيقت و واقعيت با خود نيز لج مي كنيم تا به شيطان درون باج دهيم; اما در جهان بسيارند انسانهايي كه خواهان رستگاريند و گام در آن سوي مي نهند.
اعضاي سل چون راهروان ابدي، استوار در راهند بيآنكه مدعي چيزي باشند. آنها براي شادي روح خود مي نوازند و با تمام وجود خود در تلاشند تا به حاشيه ها رانده نشوند. ما در موسيقي ذات هستي را جستجو ميكنيم و در اجراها، حقارت بشري خود را محك ميزنيم. در تمرينات حاضر ميشويم و در خود سازيهاي موسيقي گام ميگذاريم، رنجهاي بيشمار لذت و رياضت نواختن را بر خود هموار ميسازيم، در شهد آسماني انديشه شيرينكام ميشويم و بيمدعا براي هستي مينوازيم و گاه مائدهاي زميني را به رسم يادبود به پيشگاه شما تقديم ميكنيم. بسيار دوست ميداريم كه در تجربههاي شنيداري آواهاي هستي، شما را نيز سهيم و شريك سازيم تا از تنهاييهاي بيشمار به مدد نفس گرم و گوشهاي تشنه رهايي يابيم. دوستداران سل با اشتياق كارها را دنبال ميكنند و با لذت گوش هوش به نواهاي موسيقي متفكر ميسپارند. آنها با ما هم عقيدهاند كه موسيقي انديشه را تيز ميكند، و خود در سرزمين اشتياق رشد مييابد. لذا بيمهابا ميتوان اعلان داشت كه هر كجا تعمق، فلسفه، علم و معنا شكوفان بوده است، موسيقي به بار نشسته و راه معنوي بشر را در بيان همهي آمال و آرزوهايش پيموده است و غير اين، چيزي به نام و هيبت موسيقي به عاريه با نام موسيقي پديدار شده و لاجرم راه به اضمحلال برده است. سل در راستاي حركت خود تا اين دوازدهمين آلبوم اثبات ميكند كه بيترديد فرزانگي را پاس ميدارد و از تلاش خود براي روشن شدن راه فرهيختگي دريغ نميكند. موسيقي احساس درون است كه با نيروي انديشه در كالبد آوا مينشيند و بيواسطه انسان، خلوص، پاكي و مينايي او را مورد خطاب قرار ميدهد. موسيقي ما را از زمين و آلودگيهاي آن ميرهاند و بر فراز ابرهاي آمال مينشاند تا به موعد رهسپار شويم و در كهكشان عشق به پرواز در آييم.ب
همن مه آبادي
بهار 1390
