صفحه نخست » فیلارمونیک » آلبوم » توت فرنگی (13)

توت فرنگي

(آلبوم سیزدهم)

تولد توت فرنگي سيزدهمين آلبوم آنسامبل سل، شادي را تداعي مي‌كند؛ موسيقي در ترنم خود، انسان را به شادي فرا مي‌خواند و او را وا مي‌دارد تا جنبشي تازه را در خود متولد كند و يكبار ديگر براي تلاشي نو، سر از پا نشناسد؛اميد، زيبايي را جلوه‌گر مي‌سازد و زيبايي، شيفتگي نهاني بشر را در دستيابي بدآنچه بايد عينيت مي‌بخشد و اين البته پيغام سل است: اميدوار، شاداب، مصمم، عاشق و شيفته با گام‌هاي استوار پيش به سوي آرماني شهر انديشه‌هاي نيك. بذر اندرون آدمي، گويي با شادي و اميد شكوفان مي‌شود و لذت غريب تنهايي، در پيله سخت و شفاف، جاويدان به رشد خود ادامه مي‌دهد؛

باران، توتستان دلربا را با آواز كبريايي خود به همراه عطر بوته‌هاي كوچك با برگ‌هاي درشت و ساقه‌هاي باريك خزنده از ريشه‌هاي پرقدرت پاك، با رقص عروسك‌هاي پولديني همراه مي‌كند و هنرمند جوشش درونش را به سكون مبدل مي‌سازد تا در اصوات، تصوير روح گداخته خود را به نمايش بگذارد؛ خلاقيت، موهبتي آسماني است و هنرمند، اسطوره رنج بي‌بديل نگاه، ادراك و تولد.

هر نغمه در پالايش از دهليزهاي تواندرتو مي‌گذرد و آنگاه سد زمان را پشت سر مي‌گذرد تا در ملكوت هم شنيده شود؛ زيبايي بي‌رحم است و نهايت مغرور، و تو دل رحمي اگر چه مغرور؛ درك زيبايي به عمري ممارست نيازمند است به روزها و هفته‌هاي رياضت، كه به ماه‌ها و ساليان بي‌شمار مي‌انجامد؛ و آنگاه تو ديگر هيچ نيستي جز خادمي براي او؛ و اين، تازه، زماني است كه در مي‌يابي تنها راز شايسته بيان، هنوز ناگفته مانده است؛ هر كردار، تو را به سوي گفتاري تازه رهنمون مي‌شود؛ اما تو همچنان ناگفته مي‌ماني؛ رمز و راز هنر در بيان نهفته است و بيان، فرهيختگي را طلب مي‌كند؛

لاجرم موسيقي در بالاترين قله اين كهكشان قرار مي‌گيرد و شيفتگي، آن را همچون توت فرنگي، رنگ سرخ شادمانه زندگي مي‌زند؛ ما در هنر، بودن خود را معنا مي‌كنيم و بي‌ادعا، بر سر خوان رنگين آن به تماشا مي‌نشينيم؛ سختي‌ها را به جان مي‌خريم و با تمام توان از ابتذال مي‌گريزيم؛ لذت را نه در بي‌فكري كه در انديشه پي مي‌گرديم و با تمام وجود برآنيم تا به مدد معجزه هنر، گرداب زندگي را پلي بزنيم تا از آن به سلامت بگذريم؛ تاريكي درون را با فضيلت و عشق به روشني مبدل سازيم و از شادابي توت فرنگي‌ها در اين آغازين تولد سيزدهمين الهام بگيريم تا گوش‌هاي خود را در ميهماني آواهاي تاريخي موسيقي، با جان‌هاي شيفته پيوند زنيم و راه به سوي قله‌هاي مرتفع بريم تا به درك معرفت نزديك شويم؛ اين دفتر مملو از مهر و نگاه توست به همراه نغمه‌هاي هستي، دل به ما بسپار و گوش فرا دار.

 

بهمن مه آبادي
زمستان 1390

Strawberry (13th)​ - Bahman Mehabadi