صفحه نخست » فیلارمونیک » آلبوم » طلوع رنگها (14)

طلوع رنگها

(آلبوم چهاردهم)

صبح با طلوع رنگ‌ها آغاز مي‌‌شود.
پاییز با همه‌ي زیبایي وصف نشدني‌اش جلوه‌گري مي‌كند و رقص برگ‌ها در موسیقي باد، شادي اندوه را آواز مي‌دهد.
تو از پلّه‌ها به سوي مُونمارت بالا مي‌روي تا در بلنداي آن با نقّاشان شیفته‌ي چیره‌دست، هنر را همچنان كه همیشه، زندگي كني؛ مونه، رنوار و پیسارو.
ژورژ بیزه با سوئیت آرله‌زیِن روحت را نوازش مي‌دهد و اندوه معنوي نت‌هایش وجودت را مملو مي‌كند.
لي‌لي بولانژه چه آسوده مي‌سرآید و بشریت چه آسان فراموش مي‌كند.
رود سِن تماشایي‌ست.
تو، حیرت‌زده خاطره‌ي موسیقي دبوسي را ارج مي‌نهي و در شیفتگي تام “رود”، اثر او را تجربه مي‌كني! و این تفاوت تو را به دگر‌گوني فرا مي‌خواند. تلالو نور و رنگ در امواج مخملین آب و چین و شِكن‌ها در موسیقي “رود”، عطر و بویي دیگر دارد چرا كه او استاد آفرینش سَیالیت وهم‌آلود است؛ صدایي پر احساس با واژ‌گان پهناور هارمونیك و وزنی نا‌محصور در میزان. در خلسه‌اي وصف‌ناپذیر با چشماني خیره، از آن میعادگاه هماره حسرت عبور مي‌‌كني و از فرط ادراك و لذت به افلاك مي‌رسي!
عشق تباهي‌ست و این یك از ازل دامن‌گیر تُست!
“ماهتاب” در آسمان موسیقي او رویایي غیر قابل لمس را تجسم مي‌بخشد و تو، در عمق امواج به سوی معراج ره مي‌سپاري. در آن بلندي‌ها مالارمه، ورلن و رِمبو قابل رویتند؛ سمبولیست‌هاي شتاب بخشنده به تحولات یك سده!
پاوان اثر موریس راول در آرامگاه پرنسس از دست رفته، اندیشه‌ي دیگري را سامان مي‌دهد در حالی كه او در معبد كوپرن مي‌رقصد و ریگودُن، گویي جلوه آن است. راول استاد رنگ‌آمیزي در اركستر است؛ گاه به سبك و سیاق امپرسیونیست‌ها سیال و مه‌آلود، و زماني هم‌راز با سَلَفَش ژورژ بیزه، در اوج احساس.
اكنون، تو بي‌شكیبي!
لویي داکَن در “كو‌كو” یاد آوایي غریب در نغمه‌اي آشناست. هر نت روحت را به اهتزاز درآورده و درماني بر دردهاي توست! او چگونه مي‌اندیشید؟ پرنده‌اي اینچنین خوش‌خوان كه با عطر بسي واژه رسم عاشقي را پرورش مي‌داد!
وآن دورتر؛ فلوران اشمیت، عصرگاه را با الهام از طلوع رنگها تصنیف مي‌كند!
انگشت به دهان با تَلّي سوال بي‌جواب، تاریخ را قدم مي‌زني! هرگز نه تو و نه هیچ كس ندانست كه چه شد و چگونه؟! دیگران از درك شیفتگی عاجزند.
سراسر تاریخ علم و هنر با تقدس عشق به رشته تحریر در مي‌آید و بشریت، تنها از دور، دستي بر آتش دارد! سیر معنوي تو همچنان تا افق‌هاي دور‌‌دست گسترده است.
قدم‌هایت تو را به سوی آمالي بس مقدس هدایت ‌مي‌كند و تو، عنان به دست موسیقيِ متفكر مي‌سپاري تا با برگزیدگان جهاني موسیقي، دست در دست پرواز كني.

 

شادي‌ات فزون‌تر باد.
بهمن مه‌آبادي
بهار 1392

Bloom of Colors (14th)​ - Bahman Mehabadi
Painting by Bahman Mehabadi